آلایندگی شدید « معدن طلای اندریان»

واکنش فعالان فضای مجازی به آلایندگی شدید «کاوه سودا و معدن طلای اندریان» و در محیط زیست‌ چه‌خبر است؟

 

به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، تسنیم در گزارشی سند آلایندگی «کاوه سودا» را با آزمایشات خود اداره کل محیط زیست منتشر کرد و نوشت که؛ چرا محیط زیست آذربایجان شرقی با جان و سلامت مردم بازی می‌کند؟ و خواستار ورود نهادهای نظارتی پشت‌پرده به این موضوع برای بررسی و اطلاع‌رسانی به مردم شد.

 

در پی این گزارش مستند، کاربران فضای مجازی در توییتر، اینستاگرام و تلگرام نسبت به این حجم از آلایندگی «کاوه سودا» و مماشات محیط زیست استان واکنش نشان دادند.

در یکی از توییت‌ها که به این موضوع حساسیت نشان داده است، حجم آلایندگی کاوه سودا را یادآور شده و نوشته است: «در محیط زیست آذربایجان شرقی چه‌خبر است؟» آیا منافع شخصی یا گروهی وجود دارد که با این آلایندگی واضح، برخوردی نمی‌شود و فعالیتش ادامه دارد؟ کاوه سودا، معدن طلای اندریان، جنگل‌های ارسباران و... چرا باید سکوت و مماشات اداره کل محیط زیست آذربایجان شرقی را در پی داشته باشد؟

در یکی دیگر از واکنش‌ها به‌کنایه و طنز آمده است:

آقا دوربین مخفیه؟؟! #آلودگی #کاوه_سودا جنوب #آذربایجان_شرقی رو گرفته، #آب‌های زیرزمینی #مراغه و #بناب رو شور کرده، #اکوسیستم پارک ملی #دریاچه_ارومیه رو مختل کرده، اون وقت #مدیرکل حفاظت محیط زیست گفته گزارشی مبنی بر آلودگی #کاوه_سودا به دستش نرسیده! نتیجه آزمایشگاه محیط زیست به #تسنیم رسیده، به دست آقای مدیرکل نرسیده؟ گزارش تسنیم رو بدین دستش بلکه اقدامی کرد!

در توییت دیگری آمده است:

گزارش افشاگرانه #تسنیم در رابطه با بحران زیستی #کاوه_سودا و لاپوشانی مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی درباره آلایندگی خطرناک کاوه سودا سؤال‌برانگیز نیست؟ دیگر چگونه باید آلودگی وسیع #مراغه و شهرهای اطرافش بیان شود تا دستگاههای نظارتی ورود جدی به این امر داشته باشند؟ به #مردم گزارش دهید.

در واکنش دیگری آمده است:

جان باختن پرندگان وحشی در اطراف #معدن طلای #اندریان که استحصال #طلا در آن با استفاده گسترده از ترکیبات #سیانور انجام می‌شود، به قبای مسئولان #محیط_زیست #آذربایجان_شرقی برنخورد؟ تا کی سکوت و مماشات؟ به چه قیمتی؟ جان مردم منطقه #ورزقان به چه قیمتی بازیچه بهره‌برداری از معدن #آستاراگان به ارزان‌ترین و ابتدایی‌ترین روش استحصال طلا در جهان می‌شود؟

یک کاربر دیگر هم نوشته است:

#سازمان_حفاظت_محیط_زیست یک سازمان #نظارتی عالی و مهم است. وقتی #کاوه_سودا در #مراغه با آن حجم بزرگ آلودگی و وحشتناک آزاد و معاف از قوانین زیست‌محیطی است، یعنی یک جای کار در حفاظت محیط زیست می‌لنگد. حکایت #وای_به_روزی_که_بگندد_نمک برای این روزهاست. محیط زیست #آذربایجان_شرقی را (ان‌شاءالله) از خواب بیدار کنید.

یک کاربر دیگر از مراغه نوشته است:

یک #جوک جالب :)  #کاوه_سودا در #مراغه روزانه بیش از 8 هزار مترمکعب پساب صنعتی با مقدار EC بالای 200 هزار و PH نزدیک 11 و حاوی #آمونیاک تولید و بدون تصفیه در محوطه 300هکتاری و حوضچه‌های خاکی وارد #آب‌های زیرزمینی و #هوا می‌کند، آنگاه مدیرکل محترم حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی مشکل #زیست_محیطی ندارد و حتی یک مورد هم مشکل گزارش نشده! چه خوب:).

کاربر دیگری با کنایه نوشته است:

#مراغه، #بناب، #عجبشیر و... را سیلاب پساب ویرانگر #کاوه_سودا برد، مدیران و مسئولان در حفاظت #محیط_زیست آذربایجان شرقی را خواب!

#در_محیط_زیست_چه_خبر_است؟

یک فعال رسانه‌ای و فضای مجازی هم این‌گونه نوشته است:

#فرماندار #مراغه گفته نمایندگان و رسانه‌های تبریز به مشکلات #زیست_محیطی #تبریز برسند... آقای فرماندار به‌درد مراغه چه‌کسانی برسند؟ با سکوت و مماشات می‌خواهید #فاجعه زیست‌محیطی سال 89 #کاوه_سودا دوباره تکرار شود؟

اختصاصی آناج؛

در روستای کامبلاش ورزقان چه خبر است؟/ از ادعای وجود معدن طلا تا خریدِ یک جای کلِ روستا!

روستای کامبلاش از توابع ورزقانی روستای کوچک و دورافتاده‌ای بود که این روزها با ادعای وجود معدن طلا و گچ پای بسیاری از متمولین به بهانه خرید زمین‌های روستایی به آن باز شده است.

به گزارش آناج، برخی از اهالی روستای کامبلاش از توابع ورزقان در تماس با تحریریه پایگاه خبری آناج از ادعای وجود معدن طلا و خریداران میلیاردی زمین‌های این روستا خبر دادند. به گفته اهالی این روستا که در حال حاضر کمتر از 20 خانوار دارد برخی از متمولین غریبه با مراجعه به این روستا با مبالغ گزاف خانه‌ها و زمین‌های روستایی را با ادعای احداث انبار در حال خریداری هستند. حتی برخی از این خریداران پیشنهاد خریدِ یکجای روستا به مبلغ بالاتر از 10 میلیارد تومان را داده‌اند.

اهالی این روستا عنوان می‌کنند که برخی ادعا دارند معدن طلا در این روستا وجود دارد و برخی روستاییان نیز خاکِ سفید روستا را به عنوان گچ به فروش می‌رسانند اما تاکنون مشخص نشده که آیا معدن طلا و یا گچ در این روستا وجود دارد یا خیر.

به گفته اهالی کسانی که سالهای بسیار زیادی زمین‌های بایر در روستا داشته و به سراغ آن نیامده بودند این روزها در پی سند اجدادی خود و بازگشت به روستا هستند. برخی نیز مدعی هستند که نیروی انتظامی سارقان خاک طلا را که سنگ‌های طلا از منطقه خارج می‌کردند، دستگیر کرده‌اند.

تاکنون از سوی نیروی انتظامی و مقامات مسئول این منطقه واکنشی به این مساله نشان داده نشده است اما پایگاه خبری آناج تا حصول نتیجه پیگیر این مساله خواهد بود.

رنج «اندریان» به کام گنج‌بران

رنج «اندریان» به کام گنج‌بران

رنج «اندریان» به کام گنج‌بران

 

درحالیکه پیکر ارسباران از زخم حفاری‌های غیرمجاز قاچاقچیان عتیقه و قلع و قمع درختان جنگل‌های بکرش التیام نیافته، به گفته کارشناسان، بحران زیست محیطی معدن طلای اندریان ضربه‌ی دیگری بر اکوسیستم قره داغ وارد کرده است.

ترجمان صبح/ زهرا حیدری آزاد: اینجا روستای « اندریان » است، به بهشتی می ماند که ناگهان بین حصار کوه‌هایی که  سواسدان (سوباستان یا سوباشدان) ، نیسوق، کالارد، سقا،  پیر و میرانیسوق خوانده می‌شوند، سر برآورده است. تکه ای از شهرستان ورزقان است و با  زمستانهای سخت و پربرف و تابستانهای خنک و معتدل، تناقضی وسوسه‌کننده از طبیعت است برای کسانی که بخواهند سرد و گرم روزگار را بچشند.

برای رسیدن به اندریان از جاده ورزقان-خاروانا گذشتیم؛ جاده ای که دور یک کوه پیچ می‌خورد و دست آخر  مجاب می‌شود که به مقصد برسد. چند کیلومتر مانده به خاروانا، از  “سه راهی محمدخان – حاجیلار – اندریان”  به دنبال تابلوی این روستا بودیم  و تا آن را دیدیم، پیچیدیم سمت یک مسیر کوهی دیگر.

اگر مثل ما، زمستان را برای رفتن به این روستا انتخاب کنید، کارتان سخت می‌شود، حساسیت تردد در مسیر، زیاد فرصت نمی‌دهد که از منظره راه استفاده کنید. برف روی کوه ها نوید‌بخش تابستانی خنک و پر محصول  است، محصولات اندریان  متنوع است. از گندم، جو، عدس،نخود تا زرد آلو، سیب،گلابی و حتی بادام و گردو.

این روستا  یک محصول دیگر هم دارد، جایی  در دل کوههای سواسدان و نسوق در وسعتی در حدود ۱۲۰ هکتار،  ۳۰  میلیون تن ذخیره طلا با عیار پنج درصد وجود دارد، شاید باورتان نشود؛ اما اهالی روستا نمی دانند باید بابت وجود طلا در منطقه خوشحال باشند یا ناراحت!

 

سیانور؛ قاتل طبیعت بکر اندریان

مسجد مرکزی روستا جایی بود که  با اهالی، اعضای شورا و دهیار روستا به گفت‌وگو می‌نشینم، طبیعت سرکش از اهالی،  مردمانی نجیب و صریح  ساخته است، آقای حسینی، دهیار روستا  می‎گوید ما چشم امید بسیاری به معدن دوخته بودیم، اینکه برای جوانان ما ایجاد اشتغال کند، به پیشرفت و توسعه روستا کمک کند، هیچ کدام از اینها محقق نشد که هیچ،  نگرانی و ترس از آلودگی های زیست محیطی این معدن برای ما ماند!

او به انتظار چندین ساله از زمان اقدامات اکتشافی تا بهره برداری معدن که ۲۰ سال طول کشیده اشاره می کند و ادامه می‌دهد:  معادن باید یکسری خدمات اجتماعی به روستاها و شهرهای همجوار ارایه دهند که متاسفانه تاکنون شاهد هیچ نوع خدماتی از سوی معدن طلای اندریان در این خصوص نبوده ایم.

البته این موضوع مطالبه اصلی آنها نیست، به قول خودشان این آرزویی محال است که در پی آن نیستند، در این یک سال که معدن شروع به کار کرده، آنها نگران استفاده از “سیانور” هستند که معتقدند به صورت غیر ایمن در این معدن جهت استحصال طلا به کار می‌رود.

یکی از اعضای شورا می گوید سیانور بدلیل سرریز شدن رسوبات و نشت آن از دیواره سد باطله تا فاصله هایی انتشار یافته و در فواصل دورتر آلودگی به سیانور در حد نمونه‌هایی مشاهده شده است.

او عکس‌هایی از حیوانات و پرندگان تلف شده در کوه های اطراف نشانمان می‌دهد و از بیماری‌های پوستی صحبت می‌کند که مردم را نگران کرده است.

دهیار می‌گوید: خیالمان راحت نیست، اداره محیط زیست به ما تضمین بدهد مشکلی متوجه سلامتی ما نیست، دیگر هیج نمی‌خواهیم.

حسینی اضافه می‌کند:  اهالی روستا خواستار تعیین محدوده معدن هستند،  ۶۰ هکتار مراتع و محدوده قشلاق روستا در معرض نابودی است، مگر می‌شود گوسفندان را برای چرا به جایی که هر لحظه در معرض فروریختن است؟

 “این روستا چند چشمه و چند رودخانه دارد، سولاماهار،  زنبورخونی، سلطان یوردی، جرجلان و میرارود  و غیره. زمستان و بهار که خوب ببارد چشمه ها و رودها پر آب هستند و اگر کم ببارد، تنها می‌شود روی یکی دو چشمه حساب باز کرد، اما اگر آبها آلوده به مواد سمی شوند نمی دانیم چه کار باید بکنیم؟” اینها را میررحیم ۷۰ ساله می‌گوید.

برای او که چشمان کم سویی دارد،  صدای انفجارهای گاه و بیگاه  معدن طلاست که یادش می آورد آن بالا چه خبر است، سیانور برای او واژه گنگ و نامعلومی است، اما از آن می‌ترسد،  از جوانترها شنیده اگر بالای کوه سیانور نشت کند، آب های زیر زمینی آلوده می شود، در آن صورت حتی نمی‌شود آب چشمه ها را به لبها نزدیک کرد!

میررحیم بیرون از مسجد با دست بالای کوه را نشانمان می‌دهد که معدن آنجاست، دیگر پای بالارفتن از کوه را ندارد، پایین کوه، روی تکه سنگی می‌نشیند، زیر لب ،  شعری که یکی از جوان‌های روستا سروده را زمزمه می‌کند….

سوواستانیم دای قوشلارین اوچانمیر

دوشور قالیر سیانوردا قاچانمیر

ماوی گویده قاندادلارین آچانمیر

باخ اینسانین طبیعته قهرینه

گوٌزه للیگه جالادیقی زهرینه

(ای کوه سواستانم، پرندگانت دیگر نمی‌توانند پرواز بکنند، در سیانور گیر می‌کنند و راه گریزی ندارند، حتی نمی‌توانند در آسمان آبی بال‌های خود را باز کنند، قهر انسان بر علیه طبیعت را می‌بینی؟ زهری که بر طبیعت روا می دارند را می بینی؟)

اهالی روستای اندریان نگرانند با هر نعش پرنده و حیوانی که در اطراف معدن مواجه می‌شوند، نگران‌تر هم می شوند، دستشان به جایی نمی‌رسد، از تجمعی که چند وقت پیش روبروی معدن داشتند می‌گویند که به هیچ جایی نرسید و جز دردسر و بازداشت و زندان برای آنها نداشت، از رفت و آمدهای مکرری که به فرمانداری ورزقان و محیط زیست دارند نیز سخن می‌گویند.

محیط زیست: موافق بهره‌برداری از معدن نیستیم

از همانجا با آقای عباس‌نژاد، معاون نظارت و پایش اداره کل حفاظت محیط زیست استان تماس می‌گیرم، می‌گوید:  باتوجه به پیگیری‌هایی که سازمان صنعت و معدن انجام دادند و نظر به ملاحظات مربوط به اقتصاد مقاومتی صرفا با ادامه کار معدن آن‌هم با رعایت ملاحظات زیست محیطی موافق شده است و ما هیچگونه موافقتی با بهره برداری از معدن  نداریم!

از نگرانی‌های مردم در خصوص آلایندگی معدن صحبت می‌کنم و او پاسخ می‌دهد: محیط زیست نظارت دارد، ملاحظات هم مربوط به مدیریت ریسک در زمینه کنترل آلودگی آب و هوا از جمله جلوگیری از نشت سیانید سدیم به آبهای زیر زمینی با فرایندهای مختلف کنترلی و هشدار ، جلوگیری از بخارات سیانور و سایر بخارت خطرناک ، مدیریت پسماند و سایر ملاحظات زیست محیطی  است .

او در خصوص روش برداشت طلا در این معدن می‌گوید: فرآیند فراوری در این کارخانه بصورت هیپ لیچ در فضای باز می‌باشد که احتمال آلودگی‌های زیست محیطی در آن بیشتر است و لذا تحت شرایط خاصی با ادامه فعالیت آن موافقت شده که البته به معنی موافقت با بهره برداری از آن نیست!

عباس‌نژاد ادامه می‌دهد: محیط زیست صرفا با ادامه فعالیت واحد موافق کرده و تاکید می‌کنم در هر شرایطی اگر از آن برنامه ای که به آنها  تکلیف شده؛ در فرایند فراوری و فعالیت کوچکترین “تخطی” بکنند جلوی فعالیت آنها گرفته خواهد شد.

اهالی روستای اندریان “تخطی” را  حس می‌کنند، آن هم درست زیر بیخ گوششان، همین است که پیگیرند تا محیط زیست خیالشان را راحت کنند.

از گنج اندریان فقط رنج‌اش به مردم می رسد!

خانه های کاهگلی و گاه آجری، شبیه همه روستاهای دیگر، دور میدان چیده شده اند. گوشه ای از میدان پیرمردهای ده گعده کرده اند، جوانترها بیشتر موتور سوارند، می روند و می‌آیند، این روستا ، ۳۵۰ خانوار و ۱۳۰۰ نفر جمعیت دارد، اما تعداد شاغلین این روستا در معدن به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد.

هر از چند گاهی خبر برداشت غیر مجاز طلا از این روستا و روستاهای اطراف در  رسانه ها مخابره می‌شود، برای فهمیدن چند و چون این ماجرا به سراغ جوانترهای روستا می‌روم.

“رضا” هم یک موتورسوار بود، شاید به سبب جوانی توجهم را جلب می کند که از او بپرسم آیا او هم، از این کوه ها طلا برداشت کرده است؟

اهالی این منطقه صداقتی دارند که مثال زدنی است، “رضا” گفت: چند باری این کار را کرده است ولی انقدر عاید آدم نمی‌شود که دائم تیشه بر دست بگیرد و به سراغ رگه های طلا برود.

 کار برای رضا دردسرهای خودش را دارد، دو یا سه کار فصلی که هیچ کدام کفاف زندگی ۸ نفره‌شان را نمی دهد. گاهی دام‌های چند خانواده را به صحرا می برد، در فصل کشت، کمک حال پدر کشاورز پیرش  می‌شود و  اگر بی پولی امانش را ببرد راهی ندارد جز اینکه به کوه پناه ببرد.

رگه های طلا را خوب می‌شناسد و می تواند تکه سنگ های طلا را کیلویی به قیمت ۲ الی ۴ هزار تومان بفروشد و اگر بخت یار باشد و سنگ ها مرغوب باشند، شاید بشود گران‌تر هم فروخت!

اگر در گذشته حیواناتی چون الاغ و قاطر، کمک حال مردم اندریان برای تردد در مسیر تپه ای این روستا بود، اکنون بیش از هر وسیله نقلیه ای، موتورسیکلت ، نیسان و پیکان عصای دست آنها است. برای او که نه پیکانی دارد و نه نیسانی، سربالایی ‌های تیز روستای “اندریان” فقط از عهده موتور بر می آید، باید احتیاط کند، خودش می‌گوید: این تکه سنگ‌ها، مگر چقدر می‌ارزد؟

از او می‌پرسم خریدار این سنگ ها کیست؟ می گوید: یا به خود معدن می‌فروشیم یا عده ای سنگ ها را  به تبریز می برند تا در آنجا به فروش برسانند، البته اگر خوش شانس باشند و بارشان کشف و ضبط نشود.

رضا توضیح می‌دهد برداشت طلا توسط اهالی به آن شدتی که رسا‌نه ها به آن پرداختند نیست. یک جایی  نوشته بودند،  این سنگ ها را کیلویی ۴۰۰ هزار تومان می فروشند، از این خبرها نیست، این کار سودده نیست و هر کسی سراغ این کار می رود از سر نداری است.

چند هفته ای از فوت دو نوجوان اهل “اندریان” گذشته است. یادآوری آن روزی که آنها را به خاک سپردند تلنبار می‌شود روی غم‌های رضای جوان ، می گوید: غم فوت آن دو یک طرف و حرف و حدیث ها یک طرف…آنها برای طلا نرفته بودند، اصلا قدشان به این کارها نمی‌خورد، هر دو حدود ۱۸ سال داشتند و چوپانی می‌کردند. دایی و دو خواهرزاده که یکی از آنها زنده ماند.

داستان غم انگیز جلال…

در میان کوچه پس کوچه های اندریان، خانه‌ای با همان سبک و سیاق خانه‌های روستایی منزل پدری جلال ۱۶ ساله است، جلال در خانه نیست، مشخص است که مادرش، هنوز از سوگ فرزند و برادر  خود  در نیامده و هر سئوال را با بغضی مادرانه جواب می‌دهد و دست آخر برای اینکه غمش را پنهان کند به بهانه چای بیرون می‌رود .پدر جلال زندگی اش خلاصه شده در دامداری و کارگری، فرزندان هم به او کمک می‌کردند تا که آن روز حادثه از راه رسید، می گوید  همه جا نوشتند  دو جوان اندریانی به خاطر حفاری غیر مجاز در اطراف معدن فوت کردند؛ این برای ما گران آمد، سختی فوت دو عزیز خانواده یک طرف و این حرف و حدیث‌ها یک طرف…

جلال از راه می رسد، جوانی تازه پشت لب سبز کرده که هر روز این چند هفته یک داستان غم انگیز را بارها برای تمام اهالی روستا تعریف کرده و نمی داند باید خوشحال باشد که از این اتفاق جان سالم به در برده و یا ناراحت باشد که برادر و دایی خود را از دست داده است.

جلال می گوید گوسفندان را به مرتع برده بودیم، با دایی و برادرم نشسته بودیم که کوه ریزش کرد، من در آغوش دایی زنده ماندم. آن دو هنوز نفس داشتند اما عمرشان به دنیا نبود و در بیمارستان تمام کردند.

از او می‌پرسم اینکه گفته می‌شود شما برای برداشت طلا رفته بودید، ماجرایش چیست؟ بغض می‌کند و جواب می‌دهد چنین چیزی نبوده و ما گوسفندان را به چرا برده بودیم، من تا به حال برای برداشت طلا نرفته‌ام!

وقتی خطر از بیخ گوش اهالی اندریان می گذرد!

انگار که کسی نیست صدای ساکنان ساده‌ی اندریان باشد؛ جایی که به دنبال انفجارهای اکتشافی در معادن منطقه، سنگ های بزرگ از کوه های سر به فلک کشیده کنده شده و روانه دامنه هایی می شوند که ساکنان اندریان در آن مسکن گزیده اند!

تصاویر گویای مخاطراتی است که از بیخ گوش منازل ساکنان این منطقه گذشته است…

خورشید نور زردش را روی سواسدان انداخته و برق زرد رنگی پخش شده است روی خانه‌های خشت و گلی روستا. در اندریان هنوز سیمای صمیمی کاهگل و خشت و گل جایش را به ساخت‌وسازهای خشن آجری نداده است، زیباست اما بیم آینده را دارد…

سخن آخر

هیچ اراده‌ای برای مقابله با قلع و قمع درختان دیده نمی شود، به نظر می رسد موضوع بحران زیست محیطی معدن طلای اندریان هم اسیر برخی مسایل پشت پرده شود.

به اعتقاد کارشناسان، برداشت معادنی با ارزش افزوده ی بالا به طور حتم یکی از محرک های اساسی اقتصاد داخلی است اما عدم رعایت مسایل زیست محیطی در شیوه های برداشت موضوعی است که باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

پوشش گیاهی برای احیای محیط زیست معدن مس سونگون

 

انتخاب پوشش گیاهی برای احیای محیط زیست معدن مس سونگون

 
نویسندگان
ایرج علوی 1؛ ناصر پیروزنیا2
1کارشناس ارشد مهندسی معدن، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، گروه مهندسی معدن، تهران، ایران.*(مسئول مکاتبات)
2کارشناس ارشد سیستم ها و حفاظت از محیط زیست، شرکت ملی صنایع مس ایران، مجتمع مس سونگون
چکیده
مقدمه: همه مراحل پروژه معدن معمولا" وضعیت اولیه محیط زیست را در طی استخراج بر هم می�زند. بنابراین از زمان اکتشاف تا پایان استخراج و  بعد از بسته شدن معدن، یک برنامه بازسازی جامع از زمین معدن�کاری شده باید اجرا شود. کاشتن گونه های گیاهی مناسب در هر مرحله از طرح بازسازی در این منطقه، هدف از این پژوهش است. در همه نوع از استفاده مجدد از زمین معدن�کاری شده از قبیل کشاورزی، چراگاه، جنگل کاری، جذب توریست، ایجاد حیات وحش، انتخاب و کاشت گونه های گیاهی مناسب، یکی از ضروری ترین نیازها برای اجرای موفق طرح بازسازی زمین معدن کاری شده است.
مواد و روش�ها: روش بررسی در این تحقیق، انتخاب گونه های گیاهی بر اساس فاکتورهای اولیه که نوع استفاده مجدد از زمین معدن�کاری، شرایط اقلیمی منطقه مورد بررسی، جنس و طبیعت خاک می�باشند، است. بعد از آن، اولویت بین گونه�های انتخاب شده بر حسب فاکتورهای ثانویه(چشم انداز منطقه، مقاومت در برابر بیماری�ها و حشرات، قدرت و چگونگی رشد، در دسترس بودن گیاه، بازدهی اقتصادی، حفاظت از خاک و ذخیره سازی آب، جلوگیری از انواع آلودگی�ها) با یک مدل تصمیم گیری چندمعیاره  تعیین شده است. این مدل با روش شباهت به گزینه ایده آل فازی و  در  معدن مس سونگون ایران اجرا شده است. تصمیم  بر اساس قضاوت های شفاهی و کارشناسی گروهی در مطالعه موردی گرفته شد.
بحث و نتیجه گیری: نتایج به ترتیب عبارت بودند از درخت افرا، ون (زبان گنجشک)، زرشک، سیاه تلو، بلوط، آلوچه وحشی که تمام گونه�ها، بومی منطقه هستند. در قسمت هایی که تخریب صورت گرفته و همچنین محل�های دامپ باطله، از گونه های پیش قراول مانند افرا، سیاه تلو و آلوچه وحشی که قدرت تثبیت بالا و سازگاری بیشتری دارند باید استفاده شوند تا محل را برای کاشت بقیه گونه های گیاهی آماده کنند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ادامه نوشته

چگونه معادن مس بر محیط‌ زیست تاثیر می‌گذارند؟

چگونه معادن مس بر محیط‌ زیست تاثیر می‌گذارند؟

معدن‌کاوی و معدن‌کاری از صنعتی‌ترین بخش‌های تجارت امروز دنیا است که ردپای عمیقی بر طبیعت باقی می‌گذارد.

سیدعلی‌اکبررضوی
تقریبا انسان، در هر نقطه‌ای از دنیا که دست گذاشته، آثار سوئی از او باقی مانده و یا ادامه دارد. هرچند همواره دست‌درازی‌های انسان برای بهبود شرایط زندگی‌اش بوده، اما آثار مخرب و ناخوشایندی بر روی محیط زیست برجای گذاشته که در دراز مدت کم‌کم به ضرر خود او تبدیل شده و حتی به مشکلات و معضلاتی لاینحل و بحران‌زا بدل شده است. آلودگی‌های وسیع شهری و طبیعت، سوراخ شدن لایه اوزون، گرمایش زمین، نابودنی و خطر انقراض انواع زیادی از جانوران، انباشت زباله‌ها در طبیعت، مصرف و کاهش منابع فسیلی مانند نفت و گاز و غیره و غیره، تنها بخشی از نتایج هجوم بشر از قرن 18 و 19 میلادی به بعد، به دامان طبیعت است. معدن‌کاوی و معدن‌کاری نیز از صنعتی‌ترین بخش‌های تجارت امروز دنیا است که به‌تبع، آن هم آثار خود را بر طبیعت دارد. به بخشی از این آثار که در اثر معدن‌کاری مس بوجود می‌آید، نگاهی می‌اندازیم.

اثرات مخرب معدنکاری مس بر محیط‌ زیست

استخراج سنگ معدن مس، بر روی طبیعت آثار منفی متعددی می‌گذارد. اولا، زمین دست‌نخورده و طبیعی زمین را استفاده می‌کند؛ بنابراین حیوانات و گیاهان یا مجبور به مهاجرت اجباری می‌شوند و یا پس از مدت کوتاهی از بین می‌روند. بخصوص در معادنی که در دل جنگل‌ها و یا مناطق فعال زیستی کشف می‌شوند این آسیب تاثیر مخرب‌تری داشته و نتایج نامطلوب آن زودتر و بزرگتر نمود می‌کند. کاهش تعداد درختان و تراکم جنگل‌ها خود به معنی افزایش میزان کربن دی‌اکسید و کاهش غلظت اکسیژن است. همین عامل خود می‌تواند موجب نابودی و منقرض شدن نسل جانورانی که با آن زیست‌بوم اخت گرفته‌اند نیز بشود.
علاوه بر این برای انجام عملیات خالص‌سازی مس انرژی بسیار زیادی مصرف می‌شود که معمولا از سوخت‌های فسیلی تامین می‌شود و همین عامل نیز موجب افزایش میزان گازهای گل‌خانه‌ای و کربن دی‌اکسید است. این گازهای شیمیایی بعدها می‌توانند موجب بارش باران اسیدی بشوند که قاتل گیاهان، جانوران اهلی و وحشی و حتی خود انسان است.
از سوی دیگر، اگر اشیای مسی دست دوم، تمیز و بازیابی شود، تاثیرات منفی کمتری روی محیط زیست خواهیم داشت. چراکه این مس قبلا یک بار معدن‌کاوی و استخراج شده و نیاز به تخریب بیشتر محیط طبیعی نیست. هنچنین این مس نسبت آنچه ابتدا در سنگ مس بوده، خلوص بالاتری دارد و نیاز کمتری به خالص‌سازی نیز وجود خواهد داشت. عملیات الکترولیز زمان کمتری لازم دارد و به انرژی کمتری نیز نیاز است. بنابراین آثار مخرب کمتری را شاهد خواهیم بود و خطر کمتری حیوانات، گیاهان و خود انسان‌ها را تهدید می‌کند.
به همین ترتیب، استخراج مس از نظر اقتصادی نیز دارای جوانب منفی متعددی است. چراکه معدن کاران معادن مس و سایر عوامل آن از مدیریت گرفته تا حمل و نقل، نیاز به حقوق دارند. برای انجام عملیات بدست آوردن مس به سوخت نیاز است و روزهای زیاد و زحمت دشواری برای این کار باید صرف شود. بنابراین انرژی زیادی لازم است و پول زیادی باید خرج شود. پس شرکت‌های استخراج و خالص‌سازی مس سود زیادی بدست نخواهند آورد و مجبورند برای جبران مافات، قیمت محصول خود را افزایش دهند.
یک مقایسه ساده نشان می‌دهد اگر شرکت‌ها تمرکز خود را بر روی بازیافت محصولات مسی قراضه و از رده خارج شده بگذارند، هزینه کمتر و سود بیشتری خواهند داشت. چراکه با مس خالص‌تری نسبت به سنگ معدن مسی که هنوز زیر زمین یا در دل کوه پنهان است، روبرو هستند.
همیشه این بحث در بین فعالان حامی محیط زیست، در سطح بین‌المللی مطرح بوده که با اتخاذ تصمیمات و راه کارها و قانون‌های بازدارنده، روند تند ایجاد اثار مخرب توسط انواع معدن‌کاری‌ها از جمله مس را محدود کرده و کاهش دهند و طبیعت زیبای زمین را نجات دهند. هرچند در بسیاری از کشورها، بخش‌های دولتی و خصوصی مرتبط با بحث استخراج و خالص‌سازی مس، در پی راهکارهایی برای کاهش اثرات زیست محیطی روی طبیعت نسبتا موفق و فعال بوده‌اند. آنها با استفاه از شیوه‌های نوین اکتشاف، استخراج و فرآوری مس، تا حدی باین توان رسیده‌اند، اما نیاز به فعالیتی بسیار بزرگتر است.
استخراج و خالص‌سازی مواد معدنی از جمله مس، برای طبیعت خطرناک است. بسیاری از رودخانه‌ها، برکه‌ها و دریاچه‌ها تا کنون با آب‌های خروجی از کارخانجات آلوده شده و این روند هنوز ادامه دارد. شاید دلیل این اتفاق را بیش از دلسوزی برای آرامش مردم، باید یک حرکت خودخواهانه برای رسیدن به پول بیشتر دانست. پول روی درخت سبز نمی‌شود و آنها دنبال پول در درون معادن هستند.
حفر حفره‌ای بسیار بزرگ بر روی زمین عوارض آ ن را تغییر می‌دهد و جریان‌های آب سطحی را منحرف می‌کند. با ورود بخارات و دودهای ناشی از کارخانه، جنس بارش‌ها تغییر می‌کند و آلودگی‌ها همراه با آب جاری شده باران روی زمین راه می‌رود و دریاچه ها، رودخانه‌ها و برکه ها را آلوده می‌کنند.
گرد و غبار و آلودگی هوا، همراهان همیشه معدن کاوی هستند. مواد و اشیایی که برای فرآوری مس بکار می‌رود، به ویژه مواد شیمیایی، پس از اتمام کار، در کنترل کارخانه‌ها نیستند و افسارگریخته به طبیعت نشت می‌کنند. با پایان عمر یک معدن مس، ظاهرا برخی آلودگی‌ها رخت بر می‌بندند اما طبیعت منطقه بایک چاله بسیار بزرگ روبرو است.
آب‌ از دو طریق می‌تواند به بحران نزدیک شود، کمیت و کیفیت. حجم گسترده آبی که برای عملیات استخراج و خالص‌سازی سنگ معدن بکار برده می‌شود سطح آب جاری و میزان ورود آب تازه را کاهش می‌دهد. این موضوع موجب ضعیف یا خشک شدن چشمه‌هایی می‌شود که خود عامل جریان رودها و تامین آب بوده‌اند. کاهش سطح آب به تاثیر منفی بر روی حیات وحش، حیوانات اهلی، زندگی انسانی و گیاهان می‌شود. اگرچه با پایان معدن‌کاری این روند رو به نزول کاهش می‌یابد، اما جبران میزان از دست داده شده آب بسیار بیشتر از زمان از دست دادن آن طول می‌کشد. نکته دیگر در مورد بحران آب، کیفیت آن است. تاثیراتی که روی کیفیت آب گذاشته می‌شود، می‌تواند ناشی از حفر، انفجار و مواد پس‌ماند باشد. عملیات خالص‌سازی منجر به تولید میزان بسیار زیادی مواد پس‌ماند می‌شود که برای طبیعت و آب آلوده‌کننده هستند. بین 80 تا 90 درصد از حجم برداشته شده از معدن، بصورت پس‌ماند بازگردانده می‌شود.
حمل و نقل و برداشت سنگ‌ها برای زمین همراه با عوارض نامطلوبی است. این شرایط می‌تواند آثاری موقت داشته باشد، چراکه در برخی موارد صخره‌های برداشت شده، دوباره به محل چال شده باز گردانده می‌شوند. در بسیاری از معادن مس، سنگ معدنی استخراج می‌شود که تنها شامل 1 درصد مس است. در مورد بسیاری از فلزهای غیرآهنی، قسمت عمده سنگ معدن برداشت شده، بصورت پس‌ماند باقی خواهد ماند. با همه اینها تغییر عوارض زمین موجب ایجاد یا از بین رفتن آب‌راهه‌ها و تغییر مسیر جریان آب‌های فصلی و دائمی و هدر رفتن آنها بشود.
فعالیت معدن‌کاری، خالص‌سازی، ذوب کردن و انباشت پس‌ماندها همگی در کاهش کیفیت هوا موثر هستند. مقدار عظیمی از گرد و غبار به همراه گازها، پس‌ماندها و سنگ‌های باقی مانده تولید می‌شود. انتقال و پخش این گرد و غبار باعث می‌شود که از رویت خارج شوند، اما مدتی بعد روی خانه‌ها و گیاهان نشسته و از طرق مختلف از جمله تنفس باعث بروز بیماری‌ها و معضلات جدی می‌شوند. عملیات معدنی از ابتدا تا انتها همواره همراه با تولید گازهای سمی و انتشار آن در هوای آزاد است. این گازها هم برای کارگران آن مجموعه و هم برای مردمان شهرها و روستاهای نزدیک مضر است.

راهی برای حل بحران‌های زیست‌محیطی

تشکل‌ها و قوانین مرتبط با محیط زیست همواره در تلاش برای کاهش آثار منفی و یا توقف آنها بوده‌اند.  برای جلب نظر این تشکل‌ها و رعایت این قوانین، معدن‌کاری مس و عملیات صنعتی آن بایستی تحت یک سری الزاماتی که برای سازمان های ذیربط و دولتی قانع کننده باشد صورت بگیرد. این فعالیت‌ها بایستی طبق یک برنامه مشخص و همراه با مسئولیت‌پذیری در مورد آثار بجا مانده و پس‌مانده همراه باشد. تاکنون برنامه‌های عملی و قوانین محافظتی در ارتباط با تولید نامطلوب گرد و غبار، آلودگی‌های گازی، آلودگی‌های صوتی، لرزش‌های ناشی از عملیات سنگین استخراج سنگ معدن، آلودگی و کاهش کیفیت و کمیت آب، مدیریت و بازیافت پس‌ماندها و جنبه‌های دیگر تدوین شده است. انجام عملیات معدن از صفر تا صد، طبق برنامه علمی تدوین شده، کلیه جنبه‌های منفی مرتبط با این کار را تحت پوشش قرار می دهد. این برنامه از یک طراحی خوب برای شروع استخراج شروع می‌شود و در فازهای بعدی انتقال، بازگرداندن پس‌ماندها و نکات بسیار دیگری در آن گنجانده شده است. قوانین مرتبط با نگهداری از کیفیت آب، خاک و هوا نیز به کمک این برنامه آمده است. در این برنامه، مجریان بایستی مراقب نشست زمین، لرزه‌ها و جریان آب‌های سطحی باشند. در معادن و مناطقی که طبق برنامه علمی پیشنهاد شده عمل کرده‌اند، نتایج مطلوبی در جهت کاهش آلودگی‌ها و آثار سو مشاهده شده است.

آیا معدن مس سونگون تهدیدی برای محیط زیست است؟

زنگ خطری برای قره داغ

آیا معدن مس سونگون تهدیدی برای محیط زیست است؟

گسترش دامنه های فعالیت مجموعه مس سونگون علی رغم اینکه فرصت اشتغال را برای مردم آن منطقه را به وجود می آورد ولی در صورت عدم رعایت موارد فنی تهدیدهایی برای محیط زیست آن منطقه به ویژه جنگل های ارسباران در پی دارد.

 ارسباران با مساحتی بالغ بر 80 هزار و 654 هکتار روزگاری نه‌چندان دور یکی از مناطق رویشی نادر برای گونه‌های کمیاب جانوری محسوب می‌شد.

قره داغ  همان «۱۸ محال» معروف است که در تقسیمات کشوری ابتدا شامل شهرستان اهر می‌شد و امروز شامل شهرستان‌های اهر، ورزقان، کلیبر، خداآفرین و هریس و بخش‌هایی از شهرستان‌های جلفا، مشکین شهر، پارس‌آباد و گرمی می‌شود  نام این منطقه در کتاب نزهه‌القلوب نوشته حمدالله مستوفی قزوینی و کتاب صورالاقالیم یا هفت کشور، نوشته ابواسحاق اصطخری بشکل قره‌داغ یا قراجه‌داغ آمده است. ارسباران عنوان جدیدی است که متعاقب سیاست‌های مرکز گرایانه زمان رضا شاه ساخته شد. بررسی مدارک در اداره ثبت اسناد کلیبر نشان می‌دهد که حداقل تا سال ۱۳۱۰ کلمه ارسباران به کار برده نمی شد. می گویند قره داغ وصفی است که همسایگان شرقی منطقه (اهالی اردبیل) ساخته و به یادگار گذاشته‌اند، بااین توضیح که «قره» درلسان ترکی دلالت برانبوهی وکثرت ودرهم تنیدگی می‌کند. مردم قره داغ در طی جنگهای ایران و روس نقش اساسی داشتند و بخش اعظم تدارکات و افراد قشون ایران ازاین نواحی تامین می شده است.

قابلیت‌های توریستی قره داغ

در پارک ملی ارسباران ۲۲۰ گونه پرنده، ۳۸ گونه خزنده، پنج گونه دوزیست، ۴۸گونه پستاندار (نظیر کل و بز، گراز، خرس قهوه‌ای، گرگ، «وشق» (سیاه‌گوش) و «پلنگ») و ۲۲گونه ماهی شناخته شده است. از گونه‌های پرندگان بومی ارسباران می‌توان به «قره خروس قفقازی»، کبک، دراج و قرقاول و انواع پرندگان شکاری و تعداد بی‌شماری پرندگان آبزی و خشکی‌زی اشاره کرد. «مارال»، گونهٔ منقرض شدهٔ منطقهٔ ارسباران نیز با انتقال هفت راس از پارک ملی گلستان در فضایی به وسعت هفت هکتار در مرکز تحقیقاتی آینالو رها شده و در حال احیا است. ارسباران صرف نظر از جاذبه‌های شکارگاهی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به دلیل وجود گونه‌های گیاهی و جانوری کمیاب، چشم‌اندازهای بکر و وسیع و شکنندگی و آسیب‌پذیری بالای خود در سال‌های ۱۳۵۰و ۱۳۵۲شمسی ابتدا به عنوان منطقهٔ ممنوعه و سپس منطقهٔ حفاظت شده تحت حفاظت و نظارت اعلام شده و سه سال بعد نیز به خاطر زیست بوم‌های گوناگون، ارزش بیولوژیک بسیار بالا و گونه‌های گیاهی و جانوری منحصر به‌فرد به‌عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره شناخته شد؛ اما این منطقه زیبا طی سال‌های اخیر به‌دلیل معدن کاوی، چرای بی‌رویه دام و اجرای برخی طرح‌های عمرانی و دخالت‌های غیرمسئولانه، دستخوش تخریب‌ها و تعرضات فراوانی شده‌است تا آنجا که دیگر از آن طبیعت بکر و زیبا کمتر نشانی باقی مانده‌است.

 

 

تهدیدات ناشی از معدن کاری در منطقه ارسباران

کانسار مس سونگون در آذربایجانشرقی به فاصله 75 کیلومتری شمالغرب شهرستان اهر و 30 کیلومتری شمال شهرستان ورزقان در منطقه‌ای کوهستانی قرار گرفته است. این ناحیه بر روی کمربند کوهزایی آلپ هیمالایا قرار داشته و دارای آب و هوای سرد تا معتدل و مرطوب با پوشش گیاهی متراکم می‌باشد.

سابقه معدنکاری در این منطقه به دو قرن پیش باز می‌گردد، لکن وجود ذخایر مس از نوع پورفیری (مشابه کانسار مس ـ مولیبدن سرچشمه) در سال 1356 محرز گردیده است. با توجه به آخرین برآوردهای انجام شده، کل ذخیره زمین‌شناسی این کانسار برابر با 807 میلیون تن با عیار متوسط مس کل 62/0 درصد به دست آمده است.

طراحی معدن در دو فاز انجام شده و در فاز اول سالانه 7 میلیون تن سنگ معدن استخراج می‌شود و از آغاز فاز دوم تا پایان عمر معدن ظرفیت دو برابر شده و به 14 میلیون تن در سال خواهد رسید. پیش‌بینی می‌شود حدود 2 میلیون تن مس خالص از این مقدار ماده معدنی قابل استخراج به دست آید. ظرفیت اسمی کارخانه پرعیارسازی در فاز اول 150،000 تن کنسانتره مس می‌باشد.

سدهای باطله متوالی معدن مس سونگون (سد اصلی، سد پنجه سنگریزه‌ای و سد کنترل تراوش) به منظور ذخیره باطله ناشی از فرآوری طراحی و ساخته شده‌اند.

 

 

عملیات اجرایی احداث در مجمتع سونگون برای حل مشکل و معضل بیکاری منطقه  در ۱۳ خرداد ماه ۱۳۸۸ آغاز شد. پس از این کلنگ زنی بود دغدغه های زیست محیطی از سوی مسئولان و کارشناسان محیط زیست بروز یافت.

در ادامه فاز جدیدی در روی پروژه های سونگون شکل گرفت و آن عبارت بود از ملاحظات زیست محیطی، آن هم بعد از کلنگ زنی ساخت کارخانه ذوب و پالایش.

با این حال به علت وجود مراتع، جنگل، زمین های کشاورزی و رودخانه در محدوده معدن و مجاورت با منطقه حفاظت شده ارسباران فعالیت های این معدن از نظر زیست محیطی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. با توجه به اینکه ارزیابی اثرات زیست محیطی در این معدن بعد از شروع فعالیت های معدنکاری صورت گرفته است، لذا مشکلات محیط زیستی در این منطقه وجود دارد.

نتایج مطالعات نشان می دهد که عمده نگرانی درباره محیط زیست، آلوده شدن آب در اثر تولید زهاب های اسیدی، تخریب زمین و بهم خوردن چشم انداز منطقه، فرسایش و ته نشینی می باشد.

 کارشناسان محیط زیست معتقدند کارخانه ی ذوب مس که در طرح توسعه مس سونگون پیش بینی شده است روزانه حدود ۴۰۰ تن گاز دی اکسید گوگرد ( دی اکسید گوگرد ) که معادل دو تا سه برابر گاز دی اکسید گوگرد تولیدی از نیروگاه تبریز است تولید و در فضا متصاعد خواهد کرد. تولید گاز دی اکسید گوگرد در منطقه‌ای به فاصله هفت کیلومتر از جنگل‌های ارسباران آن هم به اندازه بسیار زیاد و خارج از ظرفیت منطقه، می تواند باعث صدمه مستقیم به گیاهان و جانوران و نهایتاً از بین رفتن پوشش گیاهی حساس منطقه شود. بنا بر اخبار منتشر شده در رسانه ها محل ساخت کارخانه پالایش و ذوب مس سونگون در حوزه آبریز « ایلگینه چای» و یا حوزه « اهر چای» پیش بینی شده است که به گفته کارشناسان، در صورت عدم کنترل دقیق پساب‌های تولیدی ناشی از فعالیت این واحدها، سرنوشت بسیار خطرناک و مهلکی در انتظار اکوسیستم منطقه و حتی کشور و منطقه است.

به باور آنان، در صورت عدم کنترل پسابهای ناشی از فعالیت این کارخانه، فلزات سنگین و سمی به رودخانه ارس و از آنجا به دریای خزر انتقال یافته و آثار مخربی بر روی گونه‌های جانوری و جوامع پایین دست محلی خواهد گذاشت.

تعدادی از کارشناسان نیز با هشدار نسبت به جدی گرفتن تبعات ناگوار ورود فلزات سنگین به آبهای سطحی و زیرزمینی، تکرار حادثه « خلیج مینیماتا »ی ژاپن در دریای خزر را در صورت عدم کنترل پسابهای کارخانه پالایش مس سونگون، دور از انتظار نمی دانند.

بنا به گفته ی کارشناسان محیط زیست و فعالان این حوزه  ارسباران، شُش تنفسی منطقه شمالغرب ایران به حساب می آید و تداوم تخریب جنگل های بی نظیر این منطقه می تواند منجر به تغییرات اقلیمی و در ادامه فاجعه ای جبران ناپذیر زیست محیطی شود چرا که علاوه بر خود معدن مس سونگون فراوری های بعد از استخراج و کنستانتره بعد از آن می تواند منجر به تولید آلاینده های خطرناکی شود که علاوه بر نابودی محیط طبیعی سفره های آب زیر زمینی منطقه را نیز مورد هجوم قرار دهد.

 

 

با این همه ملاحظات زیست محیطی در کنار معضل بیکاری و عقب افتادگی ورزقان از کاروان توسعه دو مقوله ای است که باید مورد توجه واقع شوند. اگر تخریب جنگل های ارسباران به بهانه ی ایجاد شغل پسندیده نیست، بهانه قرار دادن ملاحظات زیست محیطی برای مانع تراشی پیش روی سونگون نیز شایسته نمی باشد. تأخیر در اجرای پروژه های سونگون به حدی بوده است که هیچ دلیلی برای ادامه ی تأخیر و نیز عدم اجرای پروژه های کلنگ خورده و حتی ممانعت از ایجاد شهرک صنعتی مس و صنایع جانبی مس در منطقه پذیرفتنی نخواهد بود. لذا بهترین راهکار این است که پروژه های مس منطقه به فن آوری های روز زیست محیطی مجهز شوند و تمام قوانین و ملاحظات زیست محیطی در این زمینه به دقت عمل شوند. از آن جا که فعالیت های معدنی در کل منطقه ی قره داغ و در پوشش قسمت معدنی ارسباران صورت می گیرد و نیز جنگل های ارسباران که در شهرستان های این منطقه پوشش دارد، ضروری است کمیته ی ویژه ای برای مطالعات و بررسی های کارشناسی در برنامه های استخراج معادن و استقرار صنایع مربوط با ملاحظات زیست محیطی تشکیل و وارد عمل شود و در عین حال دغدغه های اجتماعی موجود در منطقه نیز مورد توجه باشد. در این راستا اعتمادسازی در منطقه یک ضرورت است به گونه ای که مردم نگرانی های زیست محیطی را به دور از هرگونه جهت گیری های خاص باور کنند.

در عین حال مردم منطقه از بهره برداری معادن قره داغ به امید رفع عقب افتادگی و تسریع در روند رشد و توسعه و ریشه کنی معضل بیکاری و جلوگیری از موج مهاجرت استقبال می کنند و چنانچه چنین نباشد، دلیلی ندارد به این روند رضایت دهند و در کنار آن محیط زیست منحصر به فرد خویش را در معرض تهدید قرار دهند. نتیجه این که نمی توان مردم منطقه را  میان دو گزینه ی « جنگل های ارسباران » و « بهره برداری از معادن قره داغ » قرار داد و مجبور ساخت که یکی را برگزینند.