توسعه جدید در سونگون نیازمند اکتشاف جدید است
توسعه جدید در سونگون نیازمند اکتشاف جدید است
وبلاگ قاراداغ : ستون «خانه شیشهای»

- طرح توسعه مجتمع مس سونگون براساس چه مطالعات فنی و اقتصادی متوقف شد؟ آیا ملاحظات زیستمحیطی در این تصمیم تاثیرگذار بود؟ آیا این دلایل در توقف توسعه فاز سوم تغلیظ سونگون هم اثرگذار بود؟
پاسخدهنده: علیرضا غفوری راینی، دفتر مدیریت پروژه
مجموعهای از عوامل در توقف این پروژه نقش داشتهاند که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد:
مشخص شدن نتایج اکتشافات تکمیلی: دلایل اولیه و مؤثر در تصمیمگیری برای تعریف طرح ذوب و پالایش سونگون، بر مبنای وجود ذخیره کافی و قابل برداشت در بخش شرقی معدن سونگون (7 میلیون تن سنگ در سال)، معدن هفتچشمه (5 میلیون تن در سال) و در نتیجه امکان استحصال 500 هزار تن کنسانتره در سال (از فازهای 1، 2 و 3 هرکدام 150 هزار تن و تغلیظ معدن مسجدداغی، 50 هزار تن در سال) و تامین حدود 300 هزار تن از طریق واردات استوار بود. بررسیهای بعدی، عملی شدن امکان استحصال از بخش شرقی معدن سونگون را حداقل تا 8 الی 10 سال آتی منتفی کرد (به دلیل وجود لایهای آهکی با ضخامت 700 متر که برداشت فعلی از این ذخیره را غیر اقتصادی می کرد). از سوی دیگر مخالفتهای سازمان محیطزیست با انجام هر گونه فعالیت اکتشافی و معدنی در منطقه هفتچشمه، امکان احداث فاز 3 تغلیظ سونگون را به حالت تعلیق درآورد. همچنین مطالعات اکتشافی دقیقتر نشان داد که ذخیره معدن مسجدداغی، عیاری نزدیک به عیار باطله معادن در حال کار کشور و دنیا را دارد و برداشت از آن غیراقتصادی است. ضمنا ذخیره معدن مزرعه به اتمام رسیده و در حال حاضر نیز کارخانه تغلیظ با خاک ارسالی از معدن سونگون و تنها به دلیل مسائل اجتماعی در حال کار است.
براساس آخرین مطالعات اکتشافی انجام شده، ذخیره قابل معدنکاری در معدن سونگون برابر با 400 میلیون تن با عیار متوسط 0.57 برآورد شده است. این میزان از ذخیره تنها پاسخگوی نیاز دو فاز اول کارخانه تغلیظ سونگون طی یک دوره 25 ساله است و افزایش توسعه تغلیظ و افزایش تولید کنسانتره، نیازمند به ثمر نشستن مطالعات اکتشافی و افزایش ذخایر قابل معدنکاری خواهد بود.
مطالعه امکان فروش اسید تولیدشده: با توجه به ظرفیت مازاد تولید اسیدسولفوریک در کشور و مشکلات حملونقل اسید از سوی دیگر، امکان فروش اسید را نمیتوان متصور بود. میزان تولید اسید سولفوریک در دنیا حدود 267 میلیون تن است که تنها 7 درصد آن بهصورت بینالمللی تجارت میشود که عمدتا زیر قیمت واقعی اسید و توسط تولیدکنندگانی که اسید را بهصورت یکی از محصولات جانبی خود تولید میکنند، صادر میشود.

مشکلات حملونقل اسید و هزینه بالای آن سبب شده انتقال آن در فواصل طولانی صرفه اقتصادی را نداشته و عمدتا بهصورت محلی تولید و مصرف شود (عمده اسید سولفوریک از سوزاندن گوگرد تولید میشود). صادرات این محصول نیز عموما توسط تولیدکنندگانی انجام میشود که به دلایل زیستمحیطی مجبور به تولید اسید سولفوریک بهعنوان محصول جانبی هستند. کره و ژاپن دو کشور بزرگ صادرکننده اسید سولفوریک عمدتا اسید سولفوریک تولیدی خود را با قیمتهای بسیار نازل صادر میکنند (قیمتهای وارداتی، حدود 80 الی 100 دلار بر تن است).


میزان صادرات اسید سولفوریک ایران نیز با توجه به حجم تولید داخل بسیار محدود است (صادرات سال 1394 حدود 17 هزار تن). این میزان صادرات در حالی است که کشور با مازاد ظرفیت بیش از یک میلیون تن اسید سولفوریک مواجه است که این رقم، در آینده افزایش چشمگیری نیز خواهد داشت و با انجام این طرحها میتوانست بسیار زیادتر شود.

با در نظر گرفتن تمام این شرایط و احتمال فراوان امکان عدم فروش اسید تولیدشده، مشکلات و هزینه بالای نگهداری حجم بالایی از اسید نیز در کنار هزینه بالای حمل اسید (که با توجه به مازاد عرضه داخلی اسید، در مسافتهای طولانی قاعدتا به عهده فروشنده خواهد بود) از سایر مشکلات همراه با پروژه محسوب میشد.
مطالعه امکان ورود به صنایع پاییندست اسید: مطالعات بسیاری برای بررسی امکان ورود شرکت ملی صنایع مس ایران به صنایع پایین دست اسید سولفوریک انجام شد. براساس این مطالعات کودهای فسفاته و نیتراته بهترین شرایط را داشتند و بر همین اساس نیز به عنوان راهحلی برای اسید تولیدشده در منطقه کرمان انتخاب شدند. اما استفاده از این راهحل در منطقه آذربایجان با چالشهایی روبهرو بود که آن را تقریبا غیرممکن میساخت که ازجمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
مسائل زیستمحیطی مختص به منطقه: با توجه به بازار داخلی و منطقهای و شرایط اقلیمی کشور، کودهای فسفاته بهترین گزینه انتخابی از میان انواع کودهای شیمایی هستند که در فرآیند تولید خود مصرفکننده اسید هستند. تولید این نوع از کودها نیازمند خاک فسفات بوده و نهایتا حجم بالایی فسفوژیپسوم (با آلودگی رادیواکتیویته) و پسابهای اسیدی (حاوی فلوئور) به جا میگذارد. به گونهای که مصرف هر تن اسید سولفوریک سبب تولید 1.8 تن فسفوژیپسوم خواهد شد. نگهداری و دپو این پسماندها شرایط ویژهای را میطلبد که اعمال آنها در منطقهای همچون منطقه ارسباران تقریبا غیرممکن بوده و انجام آن با ریسک زیست محیطی بالایی همراه خواهد بود.
دوری از بنادر: با توجه به ظرفیت پایین تولید خاکهای فسفاته در ایران و عیار بسیار پایین خاکهای فسفاته ایران، تامین خاک فسفات مورد نیاز صرفا ازطریق واردات سنگ فسفاته از کشورهای تولیدکننده آن امکانپذیر است. دوری استان آذربایجان از بنادر وارداتی، سبب خواهد شد هزینه حمل زمینی حجم بالایی از سنگ فسفاته به هزینههای تولید کود اضافه شود.
فاصله زیاد از پتروشیمیهای تولیدکننده آمونیاک: آمونیوم سولفات و DAP از کودهای پرمصرف نیتراته هستند که در فرآیند تولید آنها از اسید سولفوریک استفاده میشود. برای تولید این کودها به آمونیاک نیز نیاز است. در حال حاضر نزدیکترین تولیدکننده آمونیاک به استان آذربایجان، پتروشیمی کرمانشاه است. دشواری حمل آمونیاک به دلیل نیاز به مخازن تحت فشار، نبود خط ریلی بین استان آذربایجان و کرمانشاه و بنابراین هزینه بالای حمل جادهای از موانع جدی ورود به صنعت تولید کودهای نیتراته بود. در نهایت وضعیت جغرافیایی منطقه آذربایجان (ویژگیهای زیستمحیطی خاص آن، دوری از بنادر وارداتی و...) سبب شد تمامی مطالعات انجام شده روی محصولات مختلف نتایج نامطلوبی را نشان دهند.
انجام مطالعات اقتصادی دقیقتر و واقعگرایانه روی پروژه ذوب سونگون (حذف سود ناشی از تولید کنسانتره از پروژه ذوب و پالایش): مطالعات اقتصادی اولیه انجامشده برای پروژه ذوب سونگون با ظرفیت 200 هزار تن در سال نشاندهنده نرخ بازده داخلی 22.4 درصد بود. در این مطالعات از قیمت تمامشده کنسانتره تولیدی مجتمع در محاسبات هزینه مواد اولیه استفاده شده بود. این مساله، باعث کاهش حاشیه سود بخش تغلیظ به صفر و افزایش حاشیه سود ذوب میشود؛ درحالیکه برای محاسبات اقتصادی مستقل، باید از قیمت فروش کنسانتره در محاسبه هزینه مواد اولیه واحد ذوب استفاده میشد. آخرین مطالعات اقتصادی اصلاحشده پروژه ذوب، پالایش و اسید سونگون نشاندهنده نرخ بازگشت داخلی 5.32% و NPV برابر 10,335- میلیون ریال (در نرخ تنزیل 25%) بود. این مطالعات با فرض فروش کل اسید تولید شده (بدون اعمال تخفیف) بود که عملا امکان آن وجود ندارد.
انجام مطالعاتی به منظور بررسی اقتصادی پروژه ذوب و پالایش سونگون، در ظرفیتهای مختلف و در نظر گرفتن عدم امکان تامین تمام کنسانتره مورد نیاز: در صورت عدم امکان تهیه خوراک کافی و مناسب، بهرهبرداری از کارخانه با ظرفیت پایینتر از ظرفیت اسمی، پروژه نه تنها سودآور نخواهد بود، بلکه ضررده نیز خواهد شد. لذا مطالعات مقدماتی برای احداث کارخانه ذوب با ظرفیتهای پایینتر و تکنولوژیهای متفاوت انجام شد. در جدول زیر مقایسه نرخ بازده داخلی طرح ذوب و پالایش در سناریوهای مختلف ذوب (بدون احتساب اثر ناشی از افت درآمد طرح 200 هزار تنی در اثر کار کردن با ظرفیت 100 هزار تن) آمده است.

نتایج مقدماتی نشان داد در صورت عدم تامین خوراک ذوب 200 هزار تنی و استفاده از تکنولوژیهای دیگر، نرخ بازده داخلی پروژه در بهترین حالت زیر 3% خواهد بود (این مطالعات با فرض فروش کامل اسید تولیدی انجام شد). در صورت نیاز به تدقیق این مطالعات، نیاز به تهیه گزارش های تکمیلی بر اساس دادههای بهروز است.
قاراداغ ( قارا + داغ ) سؤزونده "قارا" رنگ آنلامیندا یوخ بلکه بؤیوک و گئنیش آنلامیندادیر. قاراداغ ماحالی گونئی آزربایجاندا، دوغو آزربایجان ایالتینین قوزئیینده یئر آلان بؤیوک بیر اراضی دیر. قاراداغ قوزئیدن آراز چایینا گونئیدن تبریز شهرینین یاخینلیغینادک، دوغودان اردبیل ایالتینه و باتیدان جولفایا محدود اولور. قارداغ ماحالی اسکی زامانلاردا 18 یئره بؤلونموشدور :