خط شکنی داعش، کشورگشایی پ.ک.ک/ تروریسم به دنبال چیست؟
عزم سناتورها برای تحقق "خاورمیانه نوین"
خط شکنی داعش، کشورگشایی پ.ک.ک/ تروریسم به دنبال چیست؟
رضا اصغری – روزنامهنگار و سردبیر یولپرس
درحالی که پروژه خاورمیانه نوین آمریکایی از چندین سال گذشته و همزمان با شکلگیری و آغاز به فعالیت چندین گروه تروریستی با ایدئولوژیهای پوششی و انحرافی همچون اسلامگرایانه، چپگرایانه و ملیگرایانه، استارت خورده و گروهها و سازمانهای تروریستی نظیر القاعده، داعش، پ.ک.ک، پژاک، ی.پ.گ و... با تمام توان و قوا به خدمت اهداف و منافع غرب درآمدهاند، اما به نظر میرسد که این پروژه خطرناک با خواست و اراده آمریکا در حال گذار به فاز و مرحله جدیدی بوده و با خروج از حالت تئوریک، کم کم در حال پوشیدن جامه عمل و ورود به مرحله اجرای گام به گام و تدریجی قرار گرفته است.

سکانس اول: حمله تروریستی میر جاوه، استان سیستان و بلوچستان
تاریخ: ۰۶/۰۲/۱۳۹۶ – ساعت ۱۹:۴۰ ششم اردیبهشتماه، مأموران پاسگاه مرزی میرجاوه واقع در استان سیستان و بلوچستان حین تعویض شیفت بین میل مرزی ۹۹ و ۱۰۰ در کمین اعضای گروهک تروریستی موسوم به “جیشالعدل” گرفتار شده و تروریستها ناجوانمردانه با توجه به غافلگیری مرزبانان کشورمان، از داخل خاک پاکستان اقدام به شلیک گلولههای دوربرد بهسمت مأموران مرزبانی کردند که در پی این حمله تروریستی، ۱۰ نفر از اعضای کادر و سربازان این هنگ به شهادت رسیدند. بر اساس اخبار منتشره و سخنان مقامات نظامی، محل اقامت اعضای گروهک تروریستی جیشالعدل که مسئولیت این حادثه را برعهده گرفته خاک پاکستان است. مقامات نظامی و امنیتی کشور میگویند که اعضای این گروهک پس از انجام چنین عملیاتهایی به راحتی از مرز خارج شده و در کشور پاکستان مخفی میشوند.
سکانس دوم: حمله تروریستی در اهواز
تاریخ: ۲۵/۰۲/۱۳۹۶ – بیستوپنجم اردیبهشتماه حمله مسلحانه افراد ناشناس منجر به شهادت دو تن از مأموران فرماندهی انتظامی شهرستان اهواز شد. ساعت یک بامداد روز دوشنبه در حادثهای که برای مأموران نیروی انتظامی اهواز رخ داده بود، سرباز حسین آلبووالد و گروهبان یکم مسلم یادگاری مجروح و ستوان سوم علیبخش حسنوند و گروهبان یکم عزیزالله بهمنی طی برخورد گلوله به سر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. پس از این حادثه ویدیویی در فضای مجازی منتشر شد که در آن چند فرد مسلح و نقابدار تهدید به تشدید و افزایش حملات خود به نیروهای نظامی کشور کرده و در یکی از خیابانهای اهواز اقدام به تیراندازی هوایی کردند.
سکانس سوم: حمله تروریستی پژاک در اورمیه
تاریخ: ۰۶/۰۳/۱۳۹۶ – درست یک ماه بعد از وقوع حمله تروریستی جیشالعدل در میرجاوه و یازده روز پس از حمله تروریستی در اهواز، ساعت ۱۷:۴۰ ششم خردادماه، عوامل اکیپ گروهان مرزی ضیایی وابسته به هنگ مرزی اورمیه (استان آذربایجان غربی) در حال تردد در نوار مرزی به جهت تعویض نیروها بودند که در مسیر با گروهک تروریستی پژاک (شاخه ایرانی سازمان تروریستی پ.ک.ک) درگیر شدند که در این درگیری فرمانده گروهان مرزی ضیایی سرگرد محمدرضا فیروزی و استوار دوم جواد فرحی به درجه رفیع شهادت نائل و ۷ مرزبان دیگر زخمی شدند. پس از این حمله رسانههای وابسته به پ.ک.ک ضمن اعلام رضایت از این اقدام پژاک، به شهادت رساندن مرزبانان ایرانی را بخشی از مبارزات خود در راه استقلال و آزادی سرزمین موسوم به کردستان بیان کردند. همچنین پ.ک.ک با اعلام این موضوع که پژاک انتقام اعضای کشته شده پ.ک.ک را از ایران گرفته است، بار دیگر بر ارتباط تنگاتنگ و سازمانی میان این دو گروه تروریستی صحه گذاشت. موضوع قابل توجه در رابطه با حمله تروریستی به هنگ مرزی اورمیه، پوشش رسانهای ضعیف این حادثه توسط رسانه ملی و برخی از روزنامهها و خبرگزاریهای مطرح کشوری بود، طوری که عدم اشاره به نام و ماهیت گروه تروریستی پژاک و استفاده از اسامی همچون اشرار مسلح، اشرار ضدانقلاب و… اعتراض شهروندان آذربایجانی را برانگیخت.
سکانس چهارم: حمله تروریستی داعش در تهران
تاریخ: ۱۷/۰۳/۱۳۹۶ – ۱۱ روز بعد و این بار نه در مرز، بلکه در مرکز و پایتخت ایران، تروریسم به قلب دموکراسی کشور حملهور شده و تهران را در بهت و حیرت فرو برد. گروهک تروریستی – تکفیری داعش که پیشتر اخبار جنایات و حملات آن از عراق، سوریه، ترکیه، انگلیس و… به گوش میرسید، اینبار ایران را هدف قرار داده و با حمله مسلحانه و انتحاری به حرم امام خمینی (ره) و مجلس شورای اسلامی، ۱۷ شهروند ایرانی را به شهادت رسانده و نزدیک به ۵۰ تن را زخمی کرد. این حملات نخستین حملههای «موفق» داعش بود که در خاک ایران و در قلب تهران انجام گرفت. این حملات که توسط ایرانیهای عضو داعش به انجام رسید، به عنوان اولین حملات تروریستی در تهران در بیش از یک دهه محسوب میشوند و اولین حمله بزرگ در کشور ایران از زمان بمبگذاری ۱۳۸۹ در زاهدان بود. این در حالی است که ایران چندین سال است که با نیروهای زمینی خود درگیر جنگ علیه داعش و دیگر گروههای تروریستی- تکفیری در خاک سوریه و عراق است. علیرغم آن داعش هیچ حمله موفقی در ایران انجام نداده بود و دارای پشتیبانی بسیار کمی در کشور بود (به دلیل ترکیب جمعیتی عمدتا شیعه). طبق اعلام وزارت اطلاعات تمام مهاجمان ایرانی بوده و اکثراً از نواحی غربی کشوراند (استانهای کردستان و کرمانشاه). این تروریستها پس از عضویت در داعش در یک گروه بزرگ به رهبری ابوعایشه الکردی برای انجام عملیاتهای تروریستی در شهرهای ایران در مرداد ۱۳۹۵ وارد کشور شدند، اما با کشف و انهدام این گروه تروریستی و کشته شدن ابوعایشه الکردی این هفت نفر در کشور متواری شدند.
سناریو چیست؟
با کنار هم گذاشتن این سکانسها، صحبت از وجود توطئهای از پیش برنامهریزی شده، هدفمند و خطرناک علیه امنیت، آرامش و تمامیت ارضی کشور دور از واقعیت نخواهد بود. چراکه فاصله زمانی عملیاتهای تروریستی اشاره شده به همراه گستره جغرافیایی آنها – جنوبشرق، جنوبغرب، شمالغرب و مرکز کشور – حاکی از اعلام آمادگی سرسپردگان دستگاههای جاسوسی غرب و دولتهای مرتجع منطقه جهت تبدیل ایران به سوریه یا عراقی دیگر است. این در حالی است که محمد بن سلمان جانشین ولیعهد و وزیر دفاع عربستان ، چند روز پیش از حملات تروریستی تهران و در بحبوحه سه حمله تروریستی قبلی، از قصد و تلاش رژیم سعودی و متحدانش برای کشاندن جنگ و نبرد به داخل ایران سخن گفته بود.
گرچه این نخستین بار نیست که کشورمان به میدان ماجراجوییهای وحشیانه تروریستها تبدیل میشود و قبلا نیز در سالهای گذشته ایران و ایرانی طعم تلخ ترور را چشیدهاند، اما برآیند تحولات رخ داده در طول سالهای اخیر و تحرکات جدید غرب در خاورمیانه همچون سفر دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا به عربستان و انعقاد قراردادهای چند صد میلیارد دلاری فروش تجهیزات جنگی و نظامی به این کشور، تحریک کشورهای عربی به قطع روابط با قطر با هدف ایجاد بحران و تنشی جدید در میان کشورهای اسلامی از سوی غرب و همچنین تشکیل و تجهیز یک ارتش تروریستی تا دندان مسلح متشکل از تروریستهای تجزیهطلب پ.ک.ک و دنبالهروهای ایدئولوژی صهیونیستی کردستان بزرگ و… همگی از عزم جدی استکبار جهانی جهت پیادهسازی پلانهای استعماری خود در عرصه سیاست خاورمیانه حکایت دارند.
درحالی که پروژه خاورمیانه نوین آمریکایی از چندین سال گذشته و همزمان با شکلگیری و آغاز به فعالیت چندین گروه تروریستی با ایدئولوژیهای پوششی و انحرافی همچون اسلامگرایانه، چپگرایانه و ملیگرایانه، استارت خورده و گروهها و سازمانهای تروریستی نظیر القاعده، داعش، پ.ک.ک، پژاک، ی.پ.گ و… با تمام توان و قوا به خدمت اهداف و منافع غرب درآمدهاند، اما به نظر میرسد که این پروژه خطرناک با خواست و اراده آمریکا در حال گذار به فاز و مرحله جدیدی بوده و با خروج از حالت تئوریک، کم کم در حال پوشیدن جامه عمل و ورود به مرحله اجرای گام به گام و تدریجی قرار گرفته است.
نظامی بلندپایه آمریکایی در کنار یک تروریست پ.ک.ک/پ.ی.د – شمال سوریه
خط شکنی داعش؛ پیشروی پ.ک.ک/ هدف پروژه “خاورمیانه نوین” چیست؟
اصطلاح «خاورمیانه جدید» برای اولین بار توسط کاندولیزا رایس در ماه جون سال ۲۰۰۵ مطرح شد که از ان بعنوان «درد زایمان» بهمعنای نیاز جدی برای ایجاد کشورهای جدید و تازه تاسیس یاد میکرد. هدف طرح خاورمیانه جدید یا نوین تقسیم منطقه خاورمیانه به کشورهایی متعدد بر اساس فاکتورهای قومی – مذهبی موجود در آن است که اولین رهاورد این سیاست ایجاد نزاعهای بیپایان منطقهای است، همان چیزی که از سالها پیش در عراق و سوریه به آن دست میزنند و این استراتژی تمام انواع دخالتهای خارجی و منطقهای و بینالمللی را توجیه میکند.
اما چه چیزی باعث شده تا قدرتهای غربی و به ویژه استراتژیستها و سناتورهای آمریکایی خاورمیانه را محور برنامههای استعمار نو خود قرار دهند؟ در حالی که در گذشته استعمار براساس قرارداد سایس- پیکو، مرزهای خارومیانه را ترسیم کرد و تا به امروز نیز تا حدودی این مرزها حفظ شدهاند، اما بار دیگر قدرتهای جهانی به دنبال بازطراحی این مرزها هستند. نکته جالب اینجاست که داعش نیز تغییر مرزهای سایس- پیکو را از رسالتهای خود دانسته است. تغییری مرزی که یکی از کشورهای حاصل از آن “کردستان بزرگ” است – که گروههای ترویستی پ.ک.ک/پژاک/پ.ی.د به دنبال تحقق آن میباشند. کشوری بر مبنای ناسیونالیزم رادیکال کردی و با تجزیه و تکهتکهسازی کشورهای ایران، ترکیه، عراق و سوریه و با دربرگرفتن بسیاری از مناطق غیرکردنشین (ترک، عرب، لر، لک، فارس و… نشین) شکل میگیرد.
با کمی دقت در پروسه شکلگیری، تقویت و سازماندهی گروه تروریستی پ.ی.د/ی.پ.گ در شمال سوریه، به خوبی میتوان متوجه ارتباط نزدیک آن با داعش شد. ی.پ.گ که اینروزها تبدیل به یک ارتش تروریستی متشکل از دهها هزار شبهنظامی مجهز به مدرنترین و پیشرفتهترین تسلیحات ساخت آمریکا و کشورهای غربی شده است، هیچگاه به وجود نمیآمد مگر اینکه یک بهانه و توجیه عوامفریب همچون داعش موجودیت داشته تا این دو ابزار دست آمریکا چون مکمل یکدیگر برای تحقق خواب و رویای سناتورهای آمریکایی برای آینده منطقه تلاش کنند.
داعش به وجود آمد تا غرب بهانه کافی برای تشکیل ارتشهای تروریستی نظیر ی.پ.گ در اختیار داشته باشد. اگر داعش نبود، غرب با کدام توجیه و استدلال اقدام به تجهیز کردهای تجزیهطلب شمال عراق میکرد تا مانند امروز با جسارت حاصل از سلاحهای پیشرفته غربی، از تشکیل نیروی هوایی، الحاق مناطق غیرکردنشین همچون کرکوک به اقلیم و برگزاری رفراندوم استقلال و در نتیجه تجزیه عراق صحبت به میان آورند. داعش بهانهای بود تا آمریکا فاز بعدی پروژه خاورمیانه جدید، یعنی کردستان بزرگ (پازل بعدی اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات) را با تحریک احساسات ناسیونالیستی در میان کردها به اجرا درآورد که امروز شاهد نزدیکشدن این هدف به مرحله اجرای کامل هستیم. اشغال مناطق ترکمان، عرب و مسیحینشین در مناطق شمالی دو کشور عراق و سوریه توسط کردهای تحت فرمان آمریکا به بهانه مبارزه با داعش و پاکسازی ائتنیکی و کردیزهسازی این مناطق همگی نشانههایی آشکار از رقم خوردن آیندهای تلخ برای خاورمیانه است. کردستانی که امروز آمریکا و پ.ک.ک در حال پایهگذاری آن در عراق و سوریه هستند به این دو کشور محدود نبوده بلکه ایران و ترکیه نیز در سیبل اهداف توسعهطلبانه ارضی و اشغالگرایانه اندیشه خطرناک پانکردیسم آمریکایی قرار دارند. در نقشهای که از نزدیک به یک دهه اخیر تحت عنوان کردستان بزرگ در اتاقهای فکر پنتاگون و سیا طراحی و منتشر میشود، بسیاری از شهرها و مناطق جنوب، شرق و جنوب شرق ترکیه به همراه مناطق غرب، جنوب غرب و شمالغربی کشورمان به عنوان بخشهایی از کشور آینده کردستان معرفی شدهاند. نکته قابل توجه و حائز اهمیت در خصوص این نقشه، قرار گرفتن بسیاری از شهرهای آذربایجانی و ترکنشین کشور همچون اورمیه، خوی، سلماس، ماکو، بیجار، سولدوز، شاهیندژ، تکاب، قروه، سنقر، چالدران و… در زمره مناطق کردستانی میباشد. همچنین بسیاری از مناق لر، عرب و لکنشین کشورمان نیز در نقشه ارائه شده از سوی پنتاگون و سیا جزء مناطقی به حساب آمدهاند که میبایست در آینده بافت قومی کردنشین داشتهباشند. نکتهای که از تصمیم و قصد غرب و غلامان حلقهبهگوش آن در سازمان تروریستی پ.ک.ک، جهت تکرار سیاستهای پاکسازی ائتنیکی در غرب آذربایجان و سایر مناطق غربی کشور و اشغال نرم این مناطق از طریق مهاجرتهای مشکوک و زاد و ولدهای غیرطبیعی حکایت دارد.
در حقیقت میتوان گفت داعش به وجود آمد تا زمینه را برای گردآوری تروریستهای پ.ک.ک از کوهها، بخشیدن نظم به ساختار نامنظم این سازمان و تجهیز آن به پیشرفتهترین سلاحهای جنگی – که توانایی انهدام هر هدفی در زمین و آسمان از تانک گرفته تا جتهای جنگی و هلیکوپتر را دارند – فراهم سازد. پ.ک.ک و تمامی نهادهای اقماری آن اعم از پژاک (شاخه ایرانی) و پ.ی.د/ی.پ.گ (شاخه سوری) گوش به فرمان آمریکا در حال توسعه قلمروی تحت اشغال خود در عراق و سوریه بوده و با تشکیل دولتهای خود خوانده، حاکمیت و دولتهای مشروع این دو کشور را زیر سوال بردهاند و طرح شیطانی خاورمیانه جدید را یک قدم دیگر تا تحقق کامل نزدیکتر ساختهاند.
پیوستن هزاران عضو داعش به پ.ک.ک در طول ماههای اخیر و توافق این دو گروه مبنی بر خروج داعش از مناطق تحت سیطره خود در شمال سوریه (همچون شهر و سد طبقه، رقه و…) و واگذاری آنها به پ.ک.ک بدون شلیک حتی یک گلوله – که پنتاگون نیز در گزارشی آن را تصدیق کرده است – حکایت از آغازی برای پایان داعش در سوریه و استارت حقیقی پروژه کردستانسازی در این کشور دارد.
در حقیقت داعش و پ.ک.ک دو روی یک سکه بوده و تنها تفاوتشان در نام و ایدئولوژی پوششی و توجیهی است که با پنهان شدن در پشت آنها، فرامین اربابان غربی خود را برای فروپاشی کشورهای اسلامی و تشکیل کشورهای تحت فرمان آمریکا همچون کردستان را در دستور کار خود قرار دادهاند و در این راه تاکنون خون صدهاهزار انسان بیگناه خاورمیانهای را بر زمین ریختهاند.
زنگ هشدار از مدتها پیش به صدا درآمده است. تروریسم متحد و منسجم در حال پیشبرد اهداف خود در منطقه بوده و در این میان رفتار محافل به اصطلاح روشنفکری و همچنین رسانههای کشور در مواجهه با این پدید شوم تاسفبار است. پ.ک.ک/پژاک/پ.ی.د که علنا دشمنی خود را با ایران و ایرانی و تمامیت ارضی کشور اعلام داشته و درست چند هفته پیش همچون روال ماهها و سالهای گذشته، چند سرباز بیگناه ایرانی را به شهادت رساند، از سوی برخی از خود روشنفکر پندارها، مبارزین صلح، دموکراسی و آزادی قلمداد شده و با مشروعیت بخشی به این غده سرطانی خطرناک که روز به روز در حال گسترش ریشههای خود در کشورهای منطقه میباشد، عملا در چاه عمیقی که دشمن حفر کرده است گیر افتاده و خواه ناخواه تبدیل به تریبون مشروعیتبخشی تروریسم شدهاند.
در این میان بیشتر تحرکات جریانات تروریستی و هواداران آنها در غرب آذربایجان متمرکز شده و موقعیت و جایگاه استراتژیک و ژئوپلیتیک استان آذربایجان غربی، این منطقه را در تیررس اهداف کشورگشایانه و تغییر ساختار جمعیتی گروه تروریستی پ.ک.ک و شاخههای مختلف آن قرار داده است که همین موضوع ضرورت هوشیاری، آگاهی و دقت نهادهای نظامی و امنیتی را به خصوص در زمینه فعالیتهای نفوذ فرهنگی و رسانهای هواداران جریانات تروریستی را میطلبد.
ارتباط با نویسنده: journal.rizasghari@gmail.com
منبع / یولپرس

قاراداغ ( قارا + داغ ) سؤزونده "قارا" رنگ آنلامیندا یوخ بلکه بؤیوک و گئنیش آنلامیندادیر. قاراداغ ماحالی گونئی آزربایجاندا، دوغو آزربایجان ایالتینین قوزئیینده یئر آلان بؤیوک بیر اراضی دیر. قاراداغ قوزئیدن آراز چایینا گونئیدن تبریز شهرینین یاخینلیغینادک، دوغودان اردبیل ایالتینه و باتیدان جولفایا محدود اولور. قارداغ ماحالی اسکی زامانلاردا 18 یئره بؤلونموشدور :